X
تبلیغات

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

خبرهاي داغ

atabligh

مانی

atabligh

http://atabligh.blogfa.com

خبرهاي داغ

خبرهاي داغ

خبرهاي داغ

<-BlogAbout->

خبرهاي داغ

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

خبرهاي داغ


لينک دوستان


آمار و امکانات



تبليغات

تبليغات
محل تبليغ شما
شیطان خوب
موضوع:
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت...

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم..))

مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم! من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان راتمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا مطمئن ساختم.))


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 | نوشته شده توسط مانی
معلم کسخل
موضوع:
معلمی کوزه ای دست شاگردش داد و پس از زدن یک سیلی محکم به صورت او گفت: به سر چشمه برو آب بیاور. مبادا آن را بشکنی!
بچه ی بیچاره گریه کنان از پیش او به سمت چشمه رفت.
پرسیدند: چرا کودک بیچاره را بی جهت زدی؟
گفت: بی جهت!؟‌ او را زدم که کوزه را نشکند؛ بعد از شکستن تنبیه چه فایده ای دارد؟ دیگر آن کوزه برای من کوزه نمی شود.

|+| نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 | نوشته شده توسط مانی
مفضل بن قیس ، سخت در فشار زندگی واقع شده بود . فقر و تنگدستی ، قرض و مخارج زندگی او را آزار می‏داد . یک روز در محضر امام صادق ، لب به شکایت گشود و بیچارگیهای خود را مو به مو تشریح کرد : " فلان مبلغ قرض دارم ، نمی دانم چه جور اداء کنم ، فلان مبلغ خرج دارم و راه در آمدی‏ ندارم ، بیچاره شدم ، متحیرم ، گیج شده‏ام ، به هر در بازی می‏روم به رویم‏ بسته می‏شود . . . " در آخر از امام تقاضا کرد درباره‏اش دعایی بفرماید و از خداوند متعال بخواهد گره از کار فرو بسته او بگشاید .

امام صادق ، به کنیزکی که آنجا بود فرمود : " برو آن کیسه اشرفی که‏ منصور برای ما فرستاده بیاور ".
کنیزک رفت و فورا کیسه اشرفی را حاضر کرد . آنگاه به مفضل‏ بن قیس فرمود : " در این کیسه چهار صد دینار است و کمکی است برای‏ زندگی تو ".
- " مقصودم از آنچه در حضور شما گفتم این نبود ، مقصودم فقط خواهش‏ دعا بود"
- "بسیار خوب ، دعا هم می‏کنم . اما این نکته را به تو بگویم ، هرگز سختیها و بیچارگیهای خود را برای مردم تشریح نکن ، اولین اثرش این است‏ که وانمود می‏شود تو در میدان زندگی زمین خورده‏ای و از روزگار شکست‏ یافته‏ای . در نظرها کوچک می‏شوی . شخصیت و احترامت از میان می‏رود ".
" لا تخبر الناس بکل ما انت فیه فتهون علیهم » " . بحارالانوار ، جلد 11 ، صفحه . 114

|+| نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 | نوشته شده توسط مانی
موضوع:
یک داستانک طنز کوتاه ؛ تقدیم به همه ی مهندسین برنامه نویس :


یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

بالاخره بعد از ۳ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید ...



|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 | نوشته شده توسط مانی
Persianv.com At site
Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site



|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | نوشته شده توسط مانی
100931218681.jpg

جام جم آنلاين: سنگين وزن‌ترين برادران دوقلوي ايران با 13 سال سن و 80 و 83 كيلوگرم در مراغه در استان آذربايجان شرقي زندگي مي‌كنند.
به گزارش خبرگزاري فارس،اسماعيل و حسين ديني با 80 و 83 كيلوگرم وزن و 13 سال سن در روستاي « كهلان» مراغه و در يك خانواده 6 نفره زندگي مي‌كنند.

اين دو برادر هنگامي كه 13 سال پيش بطور طبيعي بدنيا آمدند، 5/2 كيلوگرم وزن داشتند و افزايش وزن آنها از يك سالگي آغاز شده است.

برادران دو قلو بدليل نبود مدرسه راهنمايي در «كهلان» هر روز با پاي پياده مسير سه كيلومتري را تا روستاي «شليل وند» طي مي كنند تا ادامه تحصل بدهند.
روستاي «كهلان» در 38 كيلومتري مراغه در استان آذربايجان شرقي واقع است


|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | نوشته شده توسط مانی
1422955_khorosh.jpg

|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | نوشته شده توسط مانی
موضوع:


|+| نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387 | نوشته شده توسط مانی
موضوع:

عکس خنده دار









عکس های طنز و دیدنی







عکس خنده دار























|+| نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387 | نوشته شده توسط مانی
موضوع:
Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site


|+| نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387 | نوشته شده توسط مانی
موضوع:
 

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site


|+| نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387 | نوشته شده توسط مانی
موضوع:
 

با سلام خدمت شما بازدید کنندگان عزیز اگر دنبال

مطلب و عکس تناسب اندام میباشید روی متن زیر

کلیک کنید:

 

تناسب اندام


|+| نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387 | نوشته شده توسط مانی
1lu.jpg


hamsar-nansy.jpg

یک روزنامه کویتی اعلام کرد که خواننده مشهور عرب نانسی عجرم با دندانپزشک خود بنام فادی الهاشم ازدواج کرد ومراسم عروسی آن دو در جزیره قبرص فقط با حضور خانوداه عروس وداماد به دور از چشم رسانه های گروهی برگزار شد.

به گزارش شماره روز پنجشنبه 4-9-2008، روزنامه کویتی "الرای" با استناد به بیانیه دفتر نانسی که گفته است ازدواج در اول ماه اوت برگزار شد ،عروس وداماد برای گذراندن ماه عسل راهی یکی از جزایر اروپایی شدند .

پیش از این قویا شایع شده بود که نانسی عجرم ،خواننده زن لبنانی با دندانپزشک خود رابطه عاطفی دارد ولی عجرم همواره از اظهار نظر درباره اخبار منتشره در مطبوعات در اینباره خود داری می کرد .

وی قبلا گفته بود هنوز چیزی اتفاق نیفتاده است واگر مساله ازدواج جدی شد در صورت ضرورت آن را مطرح خواهد کرد زیرا دلیلی وجود ندارد تا از این مساله دچار شرم شود .

شایان ذکر است که ترانه های نانسی که بیشتر به لهجه مصری می باشد طرفداران بسیاری بویژه میان جوانان در کشورهای مختلف عربی دارد ومعروفیت وی از مرزهای جهان عرب نیز فراتر رفته است .


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی
نخستين شماره‌ي شبكه‌ي تلفن همراه كه رندترين شماره شبكه نيز محسوب مي‌شود شماره‌ي09121000000 است كه يك بار به مزايده گذاشته شده اما با قيمت پيشنهادي آن موافقت نشد كه دوباره به مزايده گذاشته خواهد شد.

ابوالفضل عليشاهي - رييس كميسيون معاملات شركت ارتباطات سيار ايران‌ - درگفت‌وگو با ايسنا، با بيان اين مطلب اظهار كرد: دهمين دوره‌ي برگزاري مزايده‌ي شماره‌هاي رند تلفن همراه اواخر ماه جاري برگزار مي‌شود كه در اين دوره دو هزار شماره به مزايده گذاشته مي‌شود.

وي پيش‌بيني كرد: امكان دارد براي رندترين شماره‌ي تلفن همراه (09121000000) رقم كف 50 ميليون تومان در نظر گرفته شود ولي باز ممكن است به دليل تغيير شرايط و گذر زمان اين رقم تغيير كند.

عليشاهي تصريح كرد: برخي شماره‌ي رند شبكه‌ي تلفن همراه مانند 09123456789 هنوز به مزايده گذاشته نشده كه به مرور زمان عرضه مي‌شود زيرا با گذشت زمان تعداد متقاضيان اين شماره‌ها نيز افزايش مي‌يابد.

او يادآور شد: گران‌ترين شماره رندي كه تا به حال به فروش رفته شماره‌ي 09127777777 بوده كه به مبلغ حدود 57 ميليون فروخته شده است و پس از آن شماره 09122222222 به مبلغ 44 ميليون تومان و شماره 09123333333 به مبلغ 43 ميليون تومان به فروش رفته است و شماره 09121111111 نيز يك بار به مزايده گذاشته شده اما هنوز به فروش نرفته است



|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی
هر ساله مراسم انتخاب زیباترین زندانی در زندان زنان Good Shepard واقع در بوگوتا (پایتخت کلمبیا) برگزار می شود و طی این مراسم زیباترین دختر زندانی در کلمبیا انتخاب می شود. امسال نیز این مراسم برگزار شد و دوشیزه Yuri Uribe به عنوان زیباترین زندانی انتخاب شد. او به جرم خمل مواد مخدر به تحمل ۵ سال حبس محکوم شده است. زندان Good Shepard بزرگترین زندان زنان در کلمبیا می باشد.

zan-zendani-persianv.jpg

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی
هتل آتلانتیس به ارزش ۷۵۰ میلیون پوند در مساحت ۳۰۰۰ فوت مربع ساخته شده. هزینه اقامت در این هتل ۱۴۰۰۰ پوند به ازای هر شب می باشد.

در ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۸ هتل زیبای آتلانتیس واقع در یک جزیره مصنوعی در دوبی افتتاح شد.
این هتل زیبا دارای چندین رستوران با بهترین سرآشپزها از نقاط مختلف جهان می باشد. همچنین این هتل دارای یک آکواریوم مصنوعی با بیش از ۶۵۰۰۰ گونه آبزی از جمله کوسه ماهی می باشد که بازدیدکنندگان می توانند در نقاط مختلف هتل آنها را تماشا کنند.

کارهای هنری بر روی دیوارها و مجسمه های این هتل بر عهده vitymi shpilyami بوده است


برای دیدن تمامی عکسها و در سایز واقعی روی عکس کلیک کنید

Click to view full size image
 



|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی
17701_107.jpg

«اوريبه» قادر به راه رفتن نيست و اگر بخواهد در خيابان‌هاي شهر مونتري گردش كند، بايد از تخت روانش كمك بگيرد.
سنگين‌ترين مرد جهان قرار است، تمام تلاش خود را به كار ببندد، تا خود را براي مراسم عروسي لاغر كند.

به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، «مانوئل اوريبه»، سنگين وزن‌ترين مرد جان با 250 كيلوگرم، قرار است به زودي و در 26 اكتبر سال جاري ميلادي در مونتري مكزيك با نامزد خود، «كلوديا سوئيس» ازدواج كند.

«اوريبه» قادر به راه رفتن نيست و اگر بخواهد در خيابان‌هاي شهر مونتري گردش كند، بايد از تخت روانش كمك بگيرد.

اين مرد در سال 2006 ميلادي با 557 كيلوگرم وزن، نام خود را در كتاب ركوردها، به عنوان سنگين‌ترين مرد جهان ثبت كرد، اما «مانوئل اوريبه» 43 ساله از زماني كه نامزدش «كلوديا سوليس» به او در كاهش وزن كمك مي‌كند، بسيار لاغر شده و به 250 كيلوگرم رسيده است.

اين دو از چهار سال قبل با يكديگر آشنا شده بودند.


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی
گفتگوی سبزینه »مليكـا زارعي: به خاطر بچه‌ها، شادونه را از دست نمي‌دهم

m-211-2-54.jpg


خاله شادونه به خاطر صداي كودكانه‌اش و صداقتي كه در كلامش وجود دارد، خيلي زود در دل بچه‌ها جا باز كرد، او براي اينكه كودك درونش هميشه سرزنده باشد، دائم كتاب‌هاي ويژه كودكان را مي‌خواند و سعي مي‌كند تمام وقتش را با آنها سپري كند، او عاشق بچه‌هاست و به نظرش بچه‌ها پاك‌ترين موجوداتي هستند كه خداوند آفريده... با مليكا زارعي خواهر كوچك‌تر مريلا گفتگويي انجام داديم كه مي‌دانيم خواندنش، هم براي شما جالب است و هم براي فرزندان‌تان...

دانشجوي حقوق

در ارديبهشت سال 1364 به دنيا آمدم، دانشجوي رشته حقوق قضايي و ساكن تهران هستم.

ورود به عرصه هنر

فعاليتم را زماني كه كلاس سوم دبستان بودم با اجرا در برنامه تازه‌ها از شبكه دو آغاز كردم و سال 81 يك سكانس را در سريال «دوران سركشي» بازي كردم، زماني كه در سريال «مهر خاموش» بازي داشتم با كنكور دست و پنجه نرم مي‌كردم، پس از ورود به دانشگاه در سال 83 به عنوان مجري «در باغ شادونه» كارم را آغاز كردم.

عروسك‌هاي من

وقتي بچه بودم، خيلي اهل شيطنت نبودم و بچه حرف گوش‌كن و آرومي بودم. خيلي خوب بلد بودم كه سرم رو گرم كنم و به تنهايي با خودم بازي كنم، بيشتر وقتم رو با عروسك‌هام پر مي‌كردم، محبوب‌ترين بازي كودكي‌ام هم خاله‌بازي بود، خيلي از بچه‌ها براشون سوال بود كه من چطور در تنهايي با خودم بازي مي‌كنم و حوصله‌ام سر نمي‌رود، هر چند كه من و مريلا به خاطر اختلاف سني‌مون همبازي هم نبوديم ولي اون به عنوان خواهر بزرگ‌تر هميشه هوامو داشت...

قشنگ‌ترين شيطنت بچگي

وقتي بچه بودم، عاشق كاغذ كادو بودم به همين خاطر وقتي مراسم تولدي برگزار مي‌شد، همه كاغذ كادوهارو جمع مي‌كردم و با اون‌ها بازي مي‌كردم، علاقه عجيب به كاغذ كادو و تلاش براي جمع كردنشون براي خودم خيلي جالب است.

محبوب‌هاي من

در اون دوران به اجراي خانم الهه رضايي و خامنه‌اي خيلي علاقه‌مند بودم يادمه حرف‌هاي اين دو عزيز رو موبه‌مو اجرا مي‌كردم، از بين كارتون‌‌ها هم به مدرسه والت، خانواده دكتر ارنست و ايكيوسان علاقه زيادي داشتم يادمه در اين كارتون يك زنگ تفريح پخش مي‌شد در يكي از همين زنگ تفريح‌‌ها روي يك كاغذ تصوير يك قورباغه كشيده بودند و رويش يك پارچه انداختند و پس از چند لحظه آن نقاشي تبديل به قورباغه شد، من هم اين كار رو تو خونه انجام دادم و زماني كه ديدم نقاشي‌ام به قورباغه تبديل نشد با وجود گريه كردم! چند روز هم اصلا نمي‌تونستم اين كارتون رو تماشا كنم! احساس مي‌كردم به من دروغ گفتند و... آخه بچه‌ها فرق دروغ و صداقت رو به خوبي مي‌فهمند.

خاله شادونه

من قبل از اين برنامه رابطه خوبي با بچه‌ها داشتم اما مثل الان به بچه‌ها فكر نمي‌كردم، وقتي مي‌‌خواستم اجراي خاله شادونه‌رو بپذيرم، سعي كردم از تجربه خواهرم و دوستانش و البته آقاي عليپور استفاده كنم مريلا به من گفت: سعي كن دائم با بچه‌ها ارتباط داشته باشي و خودت رو درگير اونها كني تا از اين طريق به علايق آنها پي ببري، آقاي عليپور هم به من گفت كه سعي كن با بچه‌ها به زبان خودشون ارتباط برقرار كني... حرف‌هاي اين دو دوست ملكه ذهن من شد و باعث شد كه من خيلي زودتر به شادونه برسم، شادونه به معناي پيام‌آور شادي، صلح و دوستي است.

مهموني دلچسب

در پشت دوربين و زماني كه پذيراي بچه‌ها هستيم هم به اندازه زماني كه جلوي دوربين هستيم به ما خوش مي‌گذرد. من قبل از ضبط با بچه‌ها بازي مي‌كنم و با اون‌ها كلي حرف مي‌زنم تا اون‌ها احساس غريبگي نكنند. يادمه زمستون سال گذشته وقتي برف سنگيني مي‌باريد، به خاطر ترافيك سنگين و اينكه بعضي از عوامل دير سر صحنه رسيدند و ضبط به تاخير افتاد و از آنجا كه حوصله بچه‌ها سر نرود، از مادرشان خواستم كه آنها را خوب بپوشانند تا با آنها به حياط بروم و برف‌بازي كنم، من ساعت‌ها با بچه‌ها بازي كردم و لذتي كه در آن بازي من و بچه‌ها برديم وصف ناشدني بود، من دلم مي‌خواد بچه‌ها زماني كه من را مي‌بينند دقيقا همان چيزي باشم كه در ذهن‌شان است.

خسته نمي‌شم

خيلي‌ها ازم مي‌پرسند از اينكه دائم مجبوري وقتت را با بچه‌ها بگذراني و حتي در مهماني بزرگسالان هم بايد كنار بچه‌ها باشي خسته نمي‌شوي، من هم در جوابشون مي‌گويم نه... وقتي مي‌بينم اونها با همه صداقت بچگانه‌شان من را دوست دارند نسبت به آنها احساس وظيفه مي‌كنم. اونها انتظار دارند خاله شادونه تحت هر شرايطي بهشون محبت كنه، گاهي وقت‌ها هم كه در مهماني‌هاي خانوادگي حواسم به بچه‌ها نيست، مادرم مي‌گويد مليكا‌جون حواست به فلان بچه باشه و بهش توجه كن...

بازيگري

به نظر من، هر كس در كاري استعداد داره، با اينكه من بازيگري رو دوست دارم اما كار كودك رو بيشتر دوست دارم با اينكه پيشنهادات زيادي براي بازي دارم اما هيچ كدوم رو نمي‌پذيرم چون دلم نمي‌خواد بچه‌ها خاله شادونه رو با يك لباس ديگر و در قالب يك بزرگسال جدي ببينند.


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی
هنری » موفقيتم را مديون نوآوري مي‌دانم


m-211-2-46.jpg

ما ايراني‌ها، مردماني بااستعداد اما كمي بي‌انگيزه هستيم يعني در واقع در طول 200 سال اخير، انگيزه تعالي‌خواهي و ميل به پيشرفت از ما گرفته شده است. پيروزي انقلاب اسلامي انگيزه مجددي را در ايراني‌ها به وجود آورد تا هويت اسلامي و ايراني‌شان را به منصه ظهور برسانند. استعداد ايراني و هوش شرقي مردمان سرزمين كهن ايران و بهره‌مندي از تمدن ديرين پارسي سرمايه عظيم مردمي است كه مي‌خواهند و تلاش مي‌كنند تا در جهان امروز در مسير رشد و توسعه گام بردارند.البته يك ذهنيت غلط سعي مي‌كند اين‌طور وانمود كند كه ايران بدون تلاش، كار و جبران عقب‌ماندگي گذشته هم سرور جهانيان است. حال آنكه نابرده رنج، گنجي ميسر نيست و اصولا براي برطرف نمودن خسران ضعف ساختاري حكومت‌هاي پيشين ايران، بايد بيشتر از حالت معمول براي آباداني ايران، نوآوري نمود. در واقع چنان كه نااميدي و يأس از آينده، دشمن شكوفايي ايراني است؛ غرور و خودبزرگ‌بيني نيز آفت تعالي و رشد جامعه ايراني است.

تفاوت‌هاي فردي بين انسان‌ها موجب مي‌شود تا دنياي هر كدام از ما، از يكديگر متمايز باشد. دنياي ذهني ما نشان‌دهنده برداشت‌مان از جهان، آينده و زندگي ماست. اگر هر كدام از ما نتوانيم در ذهن‌مان آينده‌اي همراه با شكوفايي و رشد را داشته باشيم، به هيچ‌وجه نمي‌‌توانيم در عمل نيز پيشرفت و توسعه فردي و اجتماعي را تجربه كنيم.نوآوري و شكوفايي فردي مقدمه‌اي بر نوآوري و شكوفايي اجتماعي است. از همين رو توجه به خلاقيت فردي و كسب يك تفكر خلاق، بسيار حائز اهميت است. فكر كردن درباره نحوه تفكر و به اين‌كه چه چيزهايي مهم هستند و بايد درباره آنها انديشيد و اصولاراه درست انديشيدن چيست؟ مولفه‌هايي هستند كه مي‌توانند به هر كدام از ما براي روش درست انديشيدن ياري رسانند.

نكته ديگر اينكه براي رسيدن به نوآوري، نيازمند انگيزه‌اي قوي هستيم. يك كارمند در طول 20 سال فعاليت خود اگر ميل و علاقه‌ به پيشرفت را در خود ايجاد نكند به هيچ‌وجه نخواهد توانست در مسير رشد گام بردارد.ايرانيان در طول سه دهه اخير نشان داده‌اند انگيزه لازم براي تغيير را كسب كرده‌اند. مهندسي مجدد در نوع نگاه به جهان، توجه به هويت اسلامي و ايراني و حركت به سمت استقلال‌طلبي در همه اركان زندگي ايرانيان رسوخ كرده است و شايد به همين دليل باشد كه نوآوري‌هاي بسياري را در زمينه‌هاي مختلف شاهد هستيم، نوآوري‌هايي كه دوست و دشمن را به تعظيم وادار كرده است.اما به هر حال عليرغم همه توفيق‌هاي علمي صورت پذيرفته، هنوز آن طور كه بايد، ميل به خودنوآوري و خودشكوفايي در بسياري از ايراني‌ها نهادينه نشده است.از سوي ديگر، نوآوري در تمامي عرصه‌هاي زندگي يك فرد مي‌تواند به چشم بخورد، حال اين نوآوري مي‌تواند در زندگي كاري، زندگي ورزشي، زندگي تحصيلي و حتي يك زندگي «سينمايي»! براي فرد شكل بگيرد، درست مثل پژمان بازغي كه توانسته با نوآوري همراه با دانش و آگاهي به موفقيت برسد و يكي از بازيگران مرد برتر سينماي ايران نام بگيرد، او سال‌ها پيش هدفش بازيگر شدن بود با اينكه در رشته مهندسي معدن در شهر لاهيجان قبول شده و در يك فيلم سينمايي در رشت به ايفاي نقش پرداخته بود، اما تصميم گرفت به پايتخت بيايد و در كنار بازيگري به شكل حرفه‌اي، دانشجوي رشته مهندسي صنايع دانشگاه اميركبير شود. به طور حتم او در آن سال‌ها، معناي نوآوري و شكوفايي استعدادهاي خود را درك كرد و با يك تصميم‌گيري درست به آنچه مي‌خواست رسيد، همچنين او در يك خانواده نظامي بزرگ شد و با نظم و ديسيپلين كاملا آشنا بود، دوران كودكي و نوجواني‌اش را كاملا به ياد داشت كه پدر، هشت سال روي آب‌هاي خليج‌فارس به عنوان عضوي از نيروي دريايي از كشور محافظت كرد و تمامي اين مسائل باعث شد تا پژمان در زندگي هدفش را بشناسد و به سوي آن حركت كند.

او براي ما از موفقيت در زندگي‌اش گفت و به نكات خوبي در گفته‌هايش اشاره كرد، او همواره اعتقاد دارد كه موفقيتش در زندگي را مديون نوآوري مي‌داند.

اصليت، لاهيجاني

در نوزدهم مردادماه سال 1353، در يك خانواده 5 نفره در تهران به دنيا آمد، مي‌گويد: «اصل و ريشه خانوادگي‌ام به شمال ايران، گيلان و شهر سرسبز لاهيجان بر مي‌گردد.»دوران كودكي او در شهرهاي مختلفي طي شد «پس از تولدم، چهار سال را در تهران و در منازل سازماني نيروي دريايي گذرانديم چرا كه پدرم در نيروي دريايي خدمت مي‌كرد، همزمان با پيروزي انقلاب و زماني كه من چهار سال بيشتر نداشتم، پدرم به رشت مي‌رود و ما هم با او مي‌رويم، جنگ كه آغاز شد به بوشهر رفتيم چرا كه پدرم براي محافظت از مرزهاي آبي ايران و خليج‌فارس به جنوب اعزام شد، جنگ كه تمام شد ما براي زندگي اين بار تهران را انتخاب كرديم اما دو سال آخر دبيرستان را دوباره در رشت گذراندم، سال 71 كه ديپلم گرفتم در رشته مهندسي معدن در شهر لاهيجان قبول ‌شدم اما پس از مدتي از آنجا كه علاقه‌اي به اين رشته نداشتم و همزمان شده بود با بازي من در سينما، به تهران كوچ كردم و دوباره براي كنكور خواندم تا سرانجام در رشته مهندسي صنايع اميركبير پذيرفته شدم.»

سه برادريم

ما سه برادريم، من پسر دوم خانواده هستم، پيام برادر بزرگتر و پرهام برادر كوچكتر؛ پيام هم به زودي مثل من پدر خواهد شد، جالب اينكه هر سه‌ ما در دانشگاه اميركبير درس خوانديم. پيام در رشته مهندسي شيمي، صنايع غذايي خواند و پرهام در دانشگاه اميركبير، مهندسي صنايع خوانده است.

ضمن اينكه او هم علاقه زيادي به سينما دارد و تاكنون در دو فيلم پسران مهتاب و شب برهنه سعيد سهيلي بازي كرده است.

به شمال بر مي‌گردم

پدربزرگم در رشت زندگي مي‌كند، بستگان نزديكم هم آنجا زندگي مي‌كنند، هر وقت كه به آنجا مي‌روم، دوران كودكي و نوجواني‌ام برايم دوباره تداعي مي‌شود، راستش را بخواهيد، اگر زنده ماندم و عمري از من سپري شد، در آينده‌اي نه چندان دور شايد شمال را براي زندگي بازنشستگي انتخاب كنم، جاده‌هاي جنگلي لاهيجان، رشت، فومن و ماسوله، به خصوص در هواي باراني لذت ويژه‌اي دارد، هيچ جاي دنيا، آنجا نمي‌شود، رفتيد اونجا يا نه؟

m-211-2-47.jpg

نفس من

همسرم «مستانه مهاجر» از تدوين‌گرهاي سينماي ايران است كه اصولا تدوين‌گر فيلم‌هاي مستند است اما در عرصه سينما، فيلم‌هاي بماني داريوش مهرجويي، سفر قندهار، آتش‌بس تهمينه ميلاني، زن‌ها فرشته‌اند، كلاغ پر، كنعان كه الان در حال اكران است، خواستگار محترم و مهمان و چند فيلم ديگر را كه حضور ذهن ندارم، تدوين‌گري كرده اما مي‌دانم پرونده كاري‌اش از من شلوغ‌تر است. آخرين كارش هم «وصل مستان» است كه قرار است از شبكه اول پخش شود. من و او سه سال پيش در يك فضاي سينمايي با يكديگر آشنا شديم و اين آشنايي منجر به ازدواج شد. حاصل اين ازدواج هم يك دختر كوچك به نام «نفس» است كه سه ماه و نيمش است.

تبليغات

جزو اولين بازيگران سينما بودم كه به كارهاي تبليغاتي رو آوردم، حضور در تبليغات چاي، يك شركت توليدي پوشاك و همچنين يك شركت توليدي پرقو كه البته مصادف شد با ممنوعيت تبليغ از سوي وزارت ارشاد كه بازيگران سينما نمي‌توانند ديگر در تبليغات بيلبوردي شركت كنند.

دخترم

دخترم آزاد است هر رشته‌اي را كه دوست دارد انتخاب كند، منتهي در كمال دانش و آگاهي، دلم مي‌خواهد دخترم دنيا ديده شود و با كشورهاي مختلف جهان آشنا شود، اگر دوست داشت در سينما باشد، من مخالفت نمي‌كنم.


m-211-2-50.jpg

تيم ملي عشق منه

پژمان بازغي يك ورزشكار همه فن حريف است، خيلي كم بسكتبال بازي كرده، فوتبال و واليبال را به صورت حرفه‌اي ادامه داد و مدتي هم اتومبيل‌راني... «ورزش جايگاه مهمي در زندگي افراد دارد، عشق من به ورزش، بيشتر بر مي‌گردد به تماشاي مسابقه فوتبال، همان طور كه مي‌دانيد عضو تيم‌هاي واليبال و فوتبال هنرمندان هستم، چندي پيش هم كه در حين مسابقات رالي، دنده‌ام شكست، ديگر نتوانستم در اتومبيل‌راني شركت كنم. معمولا براي ديدن بازي‌هاي ملي به ورزشگاه آزادي مي‌روم و اين عشق تا آنجا بود كه در كوران رقابت‌هاي جام‌جهاني 2006 آلمان، همراه تيم ملي فوتبال دو هفته در فرانكفورت آلمان بودم. تيم ملي فوتبال ايران عشق منه! با فوتباليست‌هاي زيادي هم دوستم، مثل عابدزاده، دايي، جمشيدي، كريمي و... اگر به ياد داشته باشيد براي افتتاح رستوران عابدزاده هم رفته بودم.» پژمان مي‌گويد: «اي كاش مسئولين آموزش و پرورش به ورزش مدارس بيشتر رسيدگي كنند.» اما شروع ورزش: «در مدرسه با فوتبال و واليبال ورزش را آغاز كردم و البته كمي هم بسكتبال...»

با دريا آشنا بودم

اگر به ياد داشته باشيد، در سريالي به نام «دريايي‌ها» بازي كردم، زماني كه چند سال پيش آن مجموعه به من پيشنهاد شد، سريعا آن را پذيرفتم، چرا كه خاطرات زيبايي برايم تداعي شد، تا جايي كه يادم است، پدرم هميشه با لباس سفيد دريايي به خانه مي‌آمد، به خصوص هشت سال جنگ كه در نيروي دريايي بوشهر بود، اجازه بدهيد از پدرم بيشتر بگويم، من در يك خانواده نظامي بزرگ شدم و به همين خاطر فرد بسيار منظمي هستم و زندگي‌ام روي روال است، بچه‌هايي كه در يك خانواده نظامي بزرگ شدند، مي‌دانند كه من چه مي‌گويم و اين پدر بود كه مرا با نظم و ترتيب آشنا كرد، مجموعه دريايي‌ها، نوستالوژي زمان كودكي‌ام را برايم بازسازي كرده بود.»

پرسپوليسي‌ام

من و كامبيز ديرباز، از طرفداران پـرسپوليس هستيــم، داريوش مصطفوي مديرعامل باشگاه هم لطف كرد و ما را جزو اعضاي افتخاري باشگاه پرسپوليس كرده، پيراهن شماره 53 پرسپوليس را به من و شماره 54 را به كامبيز ديرباز اهدا كرد، چند روز پيش طي مراسمي در باشگاه پرسپوليس اين اتفاق افتاد.

از اعتراف تا دوئل و سرانجام ريسمان باز

من فعاليت هنري خود را در سينماي جوان مركز گيلان، آغاز كردم، جا دارد از فرهاد مهرانفر رئيس انجمن سينماي جوان گيلان ياد كنم كه هنوز هم اين سمت را دارد، يك فضاي خوب و صميمي بود، در رشت در اولين فيلم بلند «مجيد زيم‌‌خواه» كه بچه رشت بود، بازي كردم، پس از اينكه به تهران آمدم، مدت دو سال سر پروژه «آژانس دوستي» بودم و از همان جا فعاليتم به شكل حرفه‌اي آغاز شد، پس از آن در فيلم «جواني» بازي كردم، در «بلوغ» جعفري‌جوزاني ايفاي نقش كردم اما فكر مي‌‌كنم با بازي در مجموعه مناسبتي ماه رمضان به نام گمگشته به كارگرداني «رامبد جوان»، جا پاي خودم را باز كردم. سپس دريايي و پس از آن «دختري در قفس» را بازي كردم. تا اينكه به پروژه سنيمايي احمدرضا درويش، «دوئل» پيوستم، به نظر خودم اوج بازي من در سينما به آن فيلم برمي‌گردد تا جايي كه براي دريافت سيمرغ بلورين جشنواره فجر هم كانديدا شدم. همان طور كه به ياد داريد، دوئل سر و صداي زيادي به راه انداخت، بازي در نقش «زينال» با آن گريم سنگين و با آن درام جنگي زيبا، هيچ وقت از ذهنم بيرون نمي‌رود، پس از دوئل هم در چند فيلم ديگر ايفاي نقش كردم كه مهمترين آن، بازي در فيلم مسعود كيميايي با نام «سربازهاي جمعه» بود البته از نقشم در «كافه ستاره» هم نبايد به راحتي بگذرم...

مربي فوتبال
عبدا... مهاجر برادر همسر پژمان بازغي، در اين گفتگو همراه اوست، او مربي درجه يك فوتبال بين‌المللي است، پژمان او را اينگونه برايمان معرفي مي‌كند: «مهاجر از مربيان درجه يك فوتبال سوئد است، نزديك 20 سال است كه در آنجا زندگي مي‌كند و پنج تن از ملي‌پوشان حال حاضر تيم ملي سوئد از شاگردان او در تيم‌هاي پايه‌اي بودند. عشق به ايران باعث شد تا او دوباره به كشور بازگردد و حال درصدد اين است كه در ايران بماند و تجربيات خود را در اختيار تيم‌هاي ايراني بگذارد، مدرك A فوتبال يوفا را دارد و سال 2004، مدال استعداديابي كشور سوئد را دريافت كرد، دوره‌هاي زيادي را گذرانده و از طرف باشگاه معروف گوتنبرگ سوئد اين اختيار را دارد كه در ايران آكادمي فوتبال تاسيس كند، او مي‌تواند آخرين متدهاي روز فوتبال اروپا را در ايران تدريس كند و همچنين مي‌تواند فوتباليست‌هاي خوب ايراني را به باشگاه‌هاي خوب اروپايي معرفي كند و اگر اين اتفاق بيفتد، به طور حتم در ايران زندگي مي‌كند»، گفتني است عبدا... مهاجر از بازيكنان سابق تيم تهران‌جوان است كه به علت آسيب‌ديدگي فوتبال را خيلي زود كنار گذاشت.

نداي هورمزد

نزديك چهار سال است كه يك انجمن خيريه را راه‌اندازي كرديم و به زودي خيريه «نداي هورمزد» را به ثبت مي‌‌رسانيم تا فعاليت‌هاي‌مان را به شكل رسمي آغاز كنيم كه يكي از دوستانم به نام آقاي اميري اين كار را انجام مي‌دهد. من فكر مي‌كنم، يكسري از اعتباراتي كه مردم به ما دادند را بايد ما صرف اينگونه كارها كنيم البته بدون چشم داشت مالي و اگر همين حضور ما باعث ‌شود كه نيم‌نگاهي به اينگونه انجمن‌ها ‌شود، براي ما رضايت‌بخش است. از ديگر اعضاي اين انجمن مي‌توانم به ستاره و لاله اسكندري، آرام جعفري، يكتا ناصر، حميدرضا پگاه و... اشاره كنم. البته من عضو هيات موسس اين انجمن هستم. به محض اينكه اين موسسه ثبت شد، از طريق خانواده سبز، به مردم اطلاع‌رساني مي‌كنيم.

هيچ وقت يادم نمي‌رود

نمي‌خواهم كليشه‌اي بگويم اما مردم محبت زيادي نسبت به اهالي هنر و ورزشكاران دارند و حق دارند كه از اين طيف جامعه، توقع داشته باشند و وظيفه ما هم اين است كه فيلم‌هاي خوبي بازي كنيم و همچنين در ورزش برايشان افتخار كسب كنيم اما يك خاطره بسيار خوب دارم كه هيچ وقت از يادم نمي‌رود، يك روز كه داشتم ايميل‌هايم را پاسخ مي‌گفتم، دخترخانمي 17 ساله برايم ايميل زده بود و از بازي من در دوئل تقدير كرده بود، او برايم نوشت كه ما از نسلي هستيم كه جنگ را نديديم و نتوانستيم با آرمان‌هاي جنگ آشنا شويم. من وقتي اين فيلم را ديدم يك دل سير گريه كردم. احساس كردم كه ما چه وظيفه مهمي ايفا كرديم تا نسلي را كه اين ايثار و اعتقادات را به درستي درك نكرده بود، با آن آشنا كرديم.

سرزمين مادري

براي افتتاح فيلم «دوئل» به افغانستان و انگليس رفتم، در زمان جام‌جهاني به آلمان رفتم و مابقي سفرها به كشورهاي ديگر هم تفريحي بود. هيچ جا سرزمين مادري نمي‌شود، الان در خود ايرانم و براي كار تهران را دوست دارم اما همان طور كه گفتم در زمان بازنشستگي دوست دارم يك آلونك در شمال داشته باشم و آنجا زندگي كنم.

از لابه‌لاي حرف‌ها

من هم فيلم مي‌بينم، اخيرا فيلمي ساخته كشور چك را ديدم، جديدا علاقه وافري به سينماي كره‌جنوبي پيدا كردم چرا كه از يك فضاي ساده برخوردار است.

فيلم‌هاي هاليوودي مثل سابق براي من جذابيتي ندارد چون مثل بازي‌هاي پلي‌استيشن شده است. من بيشتر سينماي ساده و روايتگر را دوست دارم كه ارتباط خوبي با بيننده برقرار كند.

از سبك بازيگران دهه هفتاد آمريكا خوشم مي‌آيد.

شالوده سنيماي ايران، هيچ‌گاه بر مبناي اقتصاد نبود، امثال نيكول كيدمن، به ازاي هر يك دلار دستمزدش 1/1 دلار را برمي‌گرداند، يعني فيلم در گيشه خوب مي‌فروشد و يا برادپيت و تام كروز در ازاي هر يك دلار دستمزد، 7/8 دلار برمي‌گردانند معناي سوپراستار در سينما اين است، كه ما متاسفانه در كشورمان سوپراستاري به اين معنا نداريم. ضمن اينكه سينما اختراع غرب است، در واقع اگر بخواهيم الگويي اقتصادي بگيريم، بايد حداقل از لحاظ فني هم كه شده از آنها الهام بگيريم، ما هنوز يك استوديوي خصوصي كامل و حرفه‌اي با امكانات بالا نداريم. ما تنها يك شهرك سينمايي كه توسط زنده‌ياد حاتمي بنا شده، داريم، در واقع امكانات ما كم است و اين مشكلات بايد حل شوند.

مهران مديري، كار بلد است، به همين خاطر در مجموعه طنز «مرد هزار چهره» ظاهر شدم، بلكه مهران مديري از ابتدا مي‌داند كه از فيلمنامه چه مي‌خواهد، از آنجا كه مهران را خيلي دوست دارم، رفتم و برايش بازي كردم.

«ريسمان باز» متاسفانه مورد بي‌مهري قرار گرفت، نمي‌دانم چرا مردم، از آن استقبال نكردند، شايد يك دليلش زمان اكران آن بود، به هر حال فيلمي بود كه پس از 15 سال توانست به عنوان يك فيلم ايراني در جشنواره‌هاي لندن و هامبورگ شركت كند و قرار است در جشنواره شيكاگو هم شركت كند.

وقتي مي‌بينيم فيلم در حال اكران، سريعا CD مي‌شود، مردم ديگر از سينما استقبال نمي‌كنند چرا كه فرد با خريد يك CD، به همراه خانواده‌اش فيلم را مي‌بيند كه البته از لحاظ اقتصادي هم براي آنان صرف دارد. اين يكي از معضلات سينماي ايران است، اي كاش محدوديتي اجرا مي‌شد تا فيلم‌ها اينچنين دست به دست نشوند و به اقتصاد سينما آسيبي وارد نشود.

اولين فيلمي كه قرار است از من به زودي اكران شود، «خواب ليلا» نام دارد كه در ژانر سينماي وحشت است. كاري از مهرداد ميرفلاح كه فكر مي‌كنم استقبال خوبي از آن شود، در آن فيلم با فاطمه معتمدآريا و پرويز پورحسيني همبازي هستم، سريال بعدي من هم «فاكتور 8» است.

كار دوم باز هم سينمايي!

قرار است به همراه همسرم، يك دفتر سينمايي تاسيس كنيم كه در آن كارهاي تدوين، تصويربرداري، توليد، كارگرداني و... انجام دهيم، كه اگر اين اتفاق بيفتد، كار دوممان هم مي‌شود سينما...


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی
مدل مانتو اسلامی و شیک

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site


برای دیدن تمامی عکسها و در سایز واقعی روی عکس کلیک کنید


 

برای دیدن تمامی عکسها و در سایز واقعی روی عکس کلیک کنید

Click to view full size image
 

---------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دیدن تمامی عکسها و در سایز واقعی روی عکس کلیک کنید




Click to view full size image


 


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی



انواع عینک آفتابی

کارخانه های سازنده عینک برای حفاظت چشم در مقابل اثرات مضر آفتاب، طرح های جدیدی را ارایه کرده اند. این سازندگان قول حفاظت از چشم در مقابل اشعه ماورای بنفش یا دیگر انواع تشعشات طبیعی را می دهند.

 

عینک هایی که 99 درصد از اشعه ماورای بنفش را جذب می کنند

 

توصیه می شود همواره عینکی را خریداری کنید که این خاصیت را داشته باشد. حضور طولانی مدت در مقابل اشعه ماورای بنفش یا (UV) و آفتاب، با برخی بیماری های چشمی ارتباط دارند.

چه عدسی های پلاستیکی و چه عدسی های شیشه ای تا حدی اشعه ماورای بنفش را جذب می کنند، ولی جذب UV توسط این عدسی ها را می توان با اضافه نمودن مواد شیمیایی به ماده اصلی لنز و یا پوشاندن لنز با ماده ای مخصوص ارتقا داد.

همواره عینکی را خریداری کنید که 99 تا 100 درصد اشعه UV را جذب کند. بعضی کارخانه های سازنده عینک برچسب هایی را روی محصول خود نصب می کنند با این مضمون که: "جذب UV تا بیش از 400 نانومتر صورت می گیرد"، که این نیز به معنای همان جذب 100 درصد اشعه UV است.

 

عینک هایی که 90 درصد اشعه مادون قرمز را جذب می کنند

 

طول موج های مادون قرمز بخش غیرقابل رویت نور بوده (طول موج آن ها بلندتر از طول موج نور قابل رویت است) و سبب تولید گرما می شوند.

بخش مادون قرمز نور خورشید ناچیز بوده و چشم نیز این طول موج را به خوبی تحمل می کند. بعضی کارخانه های سازنده عینک های آفتابی ادعای حفاظت از چشم در مقابل اشعه مادون قرمز را دارند و حال آن که تحقیقات موجود رابطه محکمی را بین بیماری های چشمی و اشعه مادون قرمز نشان نداده اند.

عینک آفتابی بلوک کننده نور آبی

 

عینک های بلوک کننده نور آبی (Blue – blocking)

 

اینکه نور آبی برای چشم مضر باشد، هنوز مورد بحث است. عدسی هایی که جلوی عبور نور آبی را می گیرند، ته رنگ کهربایی داشته و سبب می شوند محیط اطراف به رنگ زرد یا نارنجی دیده شود.

لنزهای رنگی سبب می شوند که اشیای دور، به ویژه در شرایطی مثل برف یا غبار واضح تر دیده شوند. از این نظر عینک های کهربایی مزبور بیشتر توسط اسکی بازان، شکارچیان، قایقرانان و یا خلبانان استفاده می شود.

عینک آفتابی پلاریزه

 

عینک های پلاریزه یا ضد انعکاس

 

عدسی های پلاریزه خیرگی نور خورشید را که از سطوحی صاف مثل سنگ فرش خیابان ها و یا سطح آب انعکاس می یابد، از بین می برند. از این نظر در مواردی مثل رانندگی یا ماهیگیری می توانند بسیار مفید باشند.

"پلاریزاسیون" عدسی های مزبور هیچ تاثیری بر جذب اشعه UV نخواهد داشت، ولی بسیاری از عدسی های پلاریزه امروزی خاصیت جذب اشعه UV را نیز دارند.

بر چسب عینک مورد نظر خود را از این نظر بررسی کنید که آیا بیشترین خاصیت جذب UV را دارد؟

عینک آفتابی آیینه ای

 

 

عینک های آیینه ای

 

پوشش آیینه ای در واقع لایه نازکی از مواد فلزی مختلف است که به روی سطح عدسی های معمولی کشیده شده است.

اگرچه پوشش مزبور مقدار نور ورودی به چشم شما را کاهش می دهد، اما قابلیت حفاظت کامل از چشم شما در مقابل اشعه UV را نخواهد داشت.

 

 

عینک های فتوکرومیک

 

یک عینک فتوکرومیک به طور خودکار، در مقابل نور زیاد تیره شده و در نور کم روشن تر می شود. در بیشتر موارد، تیره شدن شیشه عینک، ظرف نیم دقیقه صورت می گیرد و حال آن که روشن تر شدن آن حدود پنج دقیقه طول می کشد.

این عینک ها از نظر رنگ نیز به صورت یکنواخت و یا سایه روشن عرضه می شوند. گرچه عینک های فتوکرومیک از نظر جذب UV می توانند عینک های خوبی باشند، ولی مدت زمانی طول می کشد تا با شرایط مختلف نوری (به طور ناخواسته) سازگار شوند.

عینک آفتابی سایه روشن

 

عینک های سایه روشن (Gradient)

 

رنگ عدسی های سایه روشن از بالا به سمت پایین (تک سایه) و یا از بالا و پایین به سمت وسط (دو سایه) تغییر می کند و در واقع سایه روشن می شود.

عدسی های سایه روشن تک سایه (تیره در بالا و روشن تر در پایین) می توانند خیرگی نور آسمان را از بین برده و در عین حال امکان دید مناسبی را از قسمت پایینی فراهم کنند. این عینک ها برای ورزش شیرجه هم مناسب هستند، زیرا جلوی دید شما از تخته شیرجه را نمی گیرند. ولی عینک های مزبور برای شرایط برفی و یا در ساحل دریا مناسب نیستند.

عدسی های سایه روشن دو سایه (تیره در بالا و پایین، روشن در وسط) ممکن است برای ورزش هایی از قبیل قایقرانی یا اسکی (که نور از سطح آب یا برف بازتاب می کند) مناسب تر باشند.

عینک آفتابی کمربندی

 

عینک های کمربندی (Wrapround)

 

عینک های کمربندی طوری طراحی شده اند که مانع ورود نور از کناره های قاب عینک و رسیدن آن به چشم می شوند.

مطالعات نشان داده که میزان ورود اشعه UV به چشم از اطراف قاب عینک های معمولی به قدری زیاد است که می تواند اثر مفید عدسی های محافظ را کاهش دهد.

از این نظر، عینک های آفتابی کمربندی که قاب بزرگی دارند و چشم را از تمامی زاویه ها می پوشانند، مفیدترند.

 

 

عینک های تراش داده شده و صیقلی

 

بعضی عینک های غیرطبی توسط کارخانه های سازنده شان طوری تراش و صیقل داده می شوند که کیفیت نهایی عدسی آنها تا حد مناسبی ارتقا می یابد. البته عینک هایی که از تراش و صیقل مناسبی برخوردار نیستند، به چشم شما آسیبی نمی زنند.

قبل از هر چیز مطمئن شوید که عدسی عینک مورد نظر شما ساخت مناسبی داشته است. جهت قضاوت در مورد کیفیت عینک غیرطبی خود، به یک چیز مستطیل شکل مثل موزاییک کف اتاق خود نگاه کنید. عینک را در فاصله دلخواه نگاه داشته و یک چشم خود را بپوشانید. عینک را به آهستگی از یک سمت به سمت دیگر و سپس به بالا و پایین حرکت دهید. اگر خطوط در تمام موقعیت ها مستقیم به نظر برسند، عدسی مناسبی را انتخاب کرده اید. ولی اگر خطوط در هم بروند، به خصوص اگر این خطوط در میدان مرکزی عدسی این گونه به نظر برسند، باید عینک دیگری را امتحان کنید.

 

عینک های ضد ضربه

 

تمام عینک های آفتابی باید معیارهای تعیین شده از سوی "اداره غذا و داروی آمریکا" FDA)) را تضمین نمایند. (در کشور ما هیچگونه کنترلی روی عرضه این قبیل عینک ها وجود ندارد و استفاده از آنها بیشتر جنبه تزیینی دارد تا محافظتی).

هیچ عدسی (شیشه) عینکی ضد ضربه نیست، ولی احتمال شکستن عدسی های پلاستیکی (بعد از برخورد یک توپ یا سنگ)، نسبت به عدسی های شیشه ای کمتر است.

جنس اکثر عدسی های عینک های آفتابی غیرطبی، پلاستیک است. پلاستیک پلی کربنات که در بسیاری از عینک های ورزشی مورد استفاده قرار می گیرد، گرچه سفت است، ولی به آسانی خراش برمی دارد. چنانچه قرار است عدسی از این جنس خریداری نمایید، حتما عینکی را انتخاب کنید که خاصیت ضد خش داشته باشد.

منبع: مرکز تخصصی چشم پزشکی نور


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | نوشته شده توسط مانی
گفتگوی هنری »آرام جعـفري: بازيگــري عشـق منـه

m-211-3-20.jpg

يك روز آروم و كم حرف است و فردايش شيطون و پرحرف، يك لحظه دلش مي‌گيرد لحظه بعد شاد و سرخوش است وقتي از او مي‌خواهيم كه در مورد خصوصيات اخلاقي‌اش حرف بزند...

مي‌گويد كه از حاشيه و جار و جنجال بيزار است و ترجيح مي‌دهد در سكوت و آرامش كار كند، سال‌هاي سال است كه با مادرش تنها زندگي مي‌كند. با آرام جعفري كه در ماه رمضان از او مجموعه «زماني براي پشيماني» را ديديم، گفتگويي انجام داديم:

ليسانس نقاشي

در بهمن سال 1359 به دنيا آمدم و ليسانس نقاشي دارم در يك خانواده چهار نفره بزرگ شدم، پدرم مديركل اداره اقتصاد بود كه او را سال‌ها پيش از دست دادم، برادرم آرمين هم سال‌هاست كه ازدواج كرده و در حال حاضر من و مادرم تنها زندگي مي‌كنيم.

عشق به بازيگري

از همان بچگي عاشق بازيگري بودم و دائم اداي شخصيت‌هاي كارتوني را در مي‌آوردم. وقتي 14، 15 ساله شدم تصميم گرفتم كه به كلاس بازيگري بروم كه آن زمان خانم پرستو گلستاني استاد من بودند.

نقش خانواده

من زماني كه خيلي كم سن و سال بودم وارد اين حرفه شدم به همين خاطر پدر و مادرم استرس زيادي داشتند و براي ورود من به اين حرفه كمي نگران بودند اما بعدها كه علاقه و پيشرفت من را ديدند دست از مخالفت برداشتند و حمايت و تشويقم كردند.

دوران كودكي

در دوران كودكي، بچه آروم و حرف گوش‌كني بودم، خيلي اهل شيطنت نبودم، بيشتر سرم به كارهاي خودم گرم بود.

خودخواه نيستم

در كل آدم غيرقابل پيش‌بيني هستم يك روز آروم و كم حرفم، فردايش شيطون پرشر و شور، عاشق كمك كردن و مهر ورزيدن به ديگران هستم، از خودخواهي بيزارم و تا به حال پيش نيامده كه بخواهم كسي را برنجانم، اگر هم اين اتفاق افتاده كاملا سهوي بوده است.

كارنامه هنري

اولين تئاتري كه بازي كردم «دايره گچي قفقازي بود»، اولين حضورم در تلويزيون بازي در يك فيلم نود دقيقه‌اي به نام «خارج از حساب» بود، از بين كارهايم تعلق خاطر زيادي به مجموعه «خانه‌اي در تاريكي» دارم، اگر به ياد داشته باشيد «ترنج» زني، ترسو، خاله زنك و فضول بود اما در عين حال شخصيت دوست داشتني داشت، البته شخصيت «مهتاب» در «براي آخرين بار» و مهتاب را در «پرواز در حباب» هم خيلي دوست دارم.

بازيگران مورد علاقه

در ايران از بازي آقاي نصيريان و كشاورز و از بين خانم‌ها هم از بازي خانم معتمد آريا و گلاب آدينه خيلي خوشم مي‌آيد، در بين بازيگران خارجي هم بازي رابرت دينرو، آل پاچينو، برادپيت و نيكول كيدمن را خيلي دوست دارم.

طنز

من تجربه بازي در سريال‌هاي طنز را هم داشتم در «زير آسمان شهر» نقش دختر خانم فرامرزي را بازي كردم كه خوشبختانه همه از آن خوششان آمد. اگر پيشنهاد خوبي داشته باشم مطمئن باشيد باز هم سراغ اين ژانر مي‌روم.

نقش روان پريش

خيلي دوست دارم نقش يك دختر روان‌پريش را بازي كنم، چرا كه اينگونه نقش‌ها اين امكان را به شما مي‌دهند كه از همه توانايي‌هايتان استفاده كنيد.

اجرا در جام‌جم

مدتي به عنوان مجري در شبكه جام‌جم فعاليت مي‌كردم و با خانم شيرين جاهد براي بچه‌ها برنامه اجرا مي‌كردم، يك برنامه هم به عنوان چشم‌انداز براي بزرگترها داشتم كه به نظر من كار اجرا به مراتب سخت‌تر از كار بازيگري است.

اول بازيگري، بعد نقاشي

پس از بازيگري دل‌مشغولي‌ام نقاشي است، زمان‌هاي دلتنگي‌ام سراغ بوم مي‌روم و نقاشي مي‌كشم، من به نقاشي مدرن علاقه زيادي دارم، به همين خاطر تابلوهايم بيشتر در سبك مدرن است.

عاشق تجارت

اگر بازيگر نمي‌شدم بدون شك سراغ بيزنس مي‌رفتم چون من عاشق تجارت هستم.

موسيقي

علاقه زياد به موسيقي دارم و تقريبا در همه حال موسيقي گوش مي‌دهم. از بين خوانندگان هم علاقه زيادي به صداي استاد افتخاري و رضا صادقي دارم.

خانه و آشپزي

متاسفانه خيلي فرصت نمي‌كنم در كارهاي خانه به مادرم كمك كنم اما در مورد آشپزي بگويم كــه دست‌پختم بد نيست و تبحر خاصي در طبخ غذاهاي چيني دارم.

اوقات فراغت

در اوقات فراغتم، كتاب مي‌خوانم، فيلم مي‌بينم، گاهي هم به ورزش مورد علاقه‌ام اسكي مي‌پردازم، البته در فصل زمستان...

اهل مد هستم

اهل پيروي از مد و شيك‌پوشي هستم، منتهي تا آنجايي كه منافاتي با عرف عمومي نداشته باشد و شان من را زير سوال نبرد آخه بعضي از مدها واقعا بي‌معني، عجيب و غريب هستند و به فرهنگ ما نمي‌خورد.

نيمه‌گمشده

هنوز مجردم، نيمه گمشده‌ام را پيدا نكردم. دوست دارم شوهرم، يك فرد با ايمان، مهربان و صبور باشد.

مادر

تو زندگي، خودم رو مديون لطف و عنايت‌هاي مادرم مي‌دونم اون خيلي به من كمك كرد تا به جايگاه فعلي‌ام برسم و جا دارد همين جا از او تشكر كنم.

آدم احساسي

من به نقش‌هايم بيشتر به واسطه احساس مي‌رسم تا تكنيك چرا كه خودم آدم احساساتي هستم، در بخش تكنيك هم بيشتر با راهنمايي‌هاي كارگردان به آن مي‌رسم.

نقد كارهايم

معمولا كارهايم را با وسواس خاصي دنبال مي‌كنم و خيلي اوقات خودم را نقد مي‌كنم، گاهي اوقات هم خودم را مورد مواخذه قرار مي‌دهم كه چرا آن‌طور كه بايد، بازي نكردم.

فاصله

تاكنون هيچ كدام از كاراكترهايي كه بازي كردم به شخصيت واقعي من نزديك نبودند و اكثر آنها فاصله زيادي با من داشتند.

سفر

علاقه زيادي به سفر دارم و به قول معروف هميشه چمدان‌‌هايم بسته و عازم راهي شدنم، من در سفر تجربه‌هاي جديدي را به دست مي‌آورم كه خيلي دوست‌شان دارم.

پشيموني

با وجود مشكلاتي كه سر راهم وجود داشته تا به حال پيش نيامده كه از بازيگر شدنم پشيمون شده باشم چون بازيگري عشق منه و حاضرم هر سختي رو به خاطرش تحمل كنم.


|+| نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 | نوشته شده توسط مانی

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ